بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
232
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
كند . علامت آن سبقت يكى از اين اسباب است و در قسم شمسى درد سر و زيادى گرمى آن و سرخى چشم لازم بود و نبض و نفس هموار باشد و اگر بدن از اخلاط بد و فضلات پاك نباشد گرانى و امتلاء رگهاى سر ظاهر شود و بيرون كه كمتر از درون بود دليل آن قلت تشنگى و اضطراب بود و در اقسام ديگر نبض و نفسى عظيم بود و تشنگى غالب و خيالى از اضطرابى و تلواسه نباشد . علاج تبريد دماغ و دل است اولا چنانچه لخلخه سازند از سركه با دوچندان گلاب و قدرى روغن گل آميخته و آن را سرد كردن بىداخلى و خرقهاى كتان بدان تر مىكنند و بر ميان سر و سينهء او از طرف دل مىنهند و به مروحه آن را لختى خنك مىدارند و همواره از آن مىبويانند و اگر اندكى صندل و كافور اندر اين لخلخه باشد بهتر بود و بوييدن رياحين و گلها كه بسيار گرم نباشد چون گل سيب و گل بهى و گل بادام و بنفشه و امثال اينها . و استراحت در مواضع خنك پوشيده تن و گشاده روى و دستوپاى و سينه مناسب بود و خوردن آب سرد و فواكه سرد و تر پيوسته چنانكه رغبت افتد نيكو آيد و شراب بنفشه و نيلوفر و شربتهاى ترش سرد كرده جمله مفيد بود و با اندكى روغن گل ضم كرده ، تشنگى و دردسر را تسكين دهد . و از اغذيه كشكاب و دوغ آب سرد كرده و اطعمه ترش چاشنى كرده كمچربى و افشله و پلاو خشك و مرغ جوجه كباب نافع آيد و بىمرغ هم توان اگر ضعفى نشود و در آب سرد غوطه خوردن مكرر عظيم نافع بود به تخصيص در حين گرمى هوا و جوانى و قوت و رغبت و بعد انحطاط استحمام به آب فاتر در حمام فاتر نيكو آيد و اگر چه زكام و نزله به آن باشد و آب گرم بر سر ريختن در غير شمسى مفيد آيد . و آنجا كه صداعى و نزله نباشد بعد غسل سر را به روغن گل يا نيلوفر يا بنفشه چرب داشتن به افراط نيكو آيد و در جمله پاشويه كردن به طبيخ برگ بيد و سبوس جو و جرم سركه و هندوانه نيم گرم عظيم نافع باشد و اگر آب زن از اين سازند و خطمى و بنفشه داخل كنند بسى مفيد آيد و در اين حمى به روغنهاى بسيار حاجت نباشد . حمى يوم غذايى جهت سببيت غذاهاى گرم بالكيفيت مر حمى را گرم كردن طبيعت جگر است و نخست روح طبيعى گرم شود . علامت آن زيادتى حرارت يافتن است اندر جانب جگر و خشكى دهن و سرخى چشم و رخسار و سوختن كفهاى دستوپاى از گرمى و باشد كه صداعى با آن بود . علاج آن نخست او راست به چيزهاى خنك مثل سكنجبين يا شيره تخم خرفه يا شيره تخم خيارين يا آب هندوانه يا شراب خرنوب يا اينها و امثال آن و خوردن غذاهاى خنك از تمريات و رمانيات و افشل ها و روغنها و اشباه اينها و نرم كردن طبيعت به شيرخشت در آب آلو يا تمر يا كشته مشمش و خنك كردن جگر به طلاى مذكور در حرى و اشباه آن به دستور مذكور و بعد انحطاط استحمام معتدل به آب فاتر و غسل در آب مايل به سردى مناسب آيد و آسايش جستن در مواضع خنك دايما مفيد باشد چنانچه دانسته شد .